خبرنگار جوان تن تن و سگش میلو (یا برفی) روزی به بازار رفته و یک ماکت کشتی تک شاخ عتیقه را خریداری می کنند. در ادامه تن تن متوجه می شود که این کشتی سرنخی از یک گنج پنهان دارد، اما قبل از اینکه بتواند آن را پیدا کند، توسط مردی شیطان صفت به نام ساخارین ربوده می شود. ساخارین می خواهد تن تن به او و گروهش در پیدا کردن آن گنج بپیوندد و با آن ها به مراکش برود اما تن تن قبول نمی کند. ساخارین به قتل و ربودن تن تن متوسل می شود ولی با حضور کاپیتان هادوک مست ماجرا جور دیگری پیش می رود…

